Jensedigar.com

  • افزايش سايز فونت
  • پيشفرض سايز فونت
  • كاهش سايز فونت
صفحه اصلی ویدیو شهروندی تولیدی کاش مکرمه و علی کوچولو هم ژنو بودند

کاش مکرمه و علی کوچولو هم ژنو بودند

پست الكترونيكي چاپ پي دي اف

مکرمه را از یاد نبریم، او یکی از قربانیان بازمانده سنت وحشیانه سنگسار در سیستم قضایی ایران است، یکی از ده ها منتظر سنگساری  که سرانجام بعد از سال ها حبس، توسط فعالان کمپین "قانون بی سنگسار" در اسفند 1386 از مجازات سنگسار رهایی پیدا کرد. اما این رهایی بیش از اینکه مرهون تلاش های حقوق بشری فعالان مدنی یا حتی مقامات میانه روی قوه قضائیه وقت باشد، مرهون خون بناحق ریخته شده جعفر کیانی است.
جعفر کیانی را از یاد نبریم، مردی که به دستور قاضی باقری، با وحشیانه ترین شکلی در صبحگاه یک روز5 شنبه از زندان "چوبین در" قزوین،  بیرون کشیده شده و در بیابان های روستای آقچه کند، دور از چشم مردم و توسط مامورین حکومتی سنگسار شد. افشاگری سنگسار جعفر توسط  فعالان حقوق بشر، شوک بزرگی بر بدنه قوه قضائیه وارد کرد. قاضی باقری، ماموراجرای حکم غیب شد و اجرای سنگسار مکرمه به تعویق افتاد. و این همان "زمان"ی بود که وکلای مکرمه به آن نیاز داشتند تا بتوانند به پشتوانه تلاش های فعالان کمپین قانون بی سنگسار، مکرمه و پسرش، علی کوچولو را از زندان خارج کنند.

علی کوچولو را یاد نبریم، پسری که به همراه مادرش چهار سال تمام در زندان زندگی کرد، پسری که چهارسال تمام تصوری از خیابان، مردم و زندگی خارج از زندان نداشت و هم بازی هایش، خاله های هم بند مادر و مردان زندگی اش عمو سربازهای حیاط زندان بودند.
پرونده سنگسار مکرمه و جعفر را از یاد نبریم، فضاسازی و حمایتگری فعالان حقوق بشر در اطراف این پرونده باعث رسوایی نظام قضایی شد. موجب شد تا مسئله سنگسار به گفتگویی اجتماعی تبدیل شده و پس از سی سال تابوی سنگسار در رسانه ها شکسته شود. فعالان کمپین قانون بی سنگسار در تابستان 1387 بر اساس همین پرونده توانستند مسئله سنگسار را به "لایحه در حال بازخوانی قانون مجازات" در قوه قضائیه، تحمیل کنند. لایحه ای که پس از فراز و فرود های بسیار سرانجام راه حل حداقلی "مجازات های جایگزین" نظیر شلاق و اعدام را برای مجازات زنای محصنه برگزیده است.
سرنوشت مکرمه را از یاد نبریم، نمونه ای از زندگی هزاران زنی که قربانی سیستم ناقدرتمند ساز زنان شده اند. سال ها پیش مکرمه  دخترک روستایی بی سواد و ترک زبانی بود که بر اثر سرریز شدن آسیب های روحی اش در دوره پس از زایمان، و در حالی که شور عشق، شجاعت بریدن از اسارت مردان خانواده اش را به او عطا کرده بود، به اتفاق محبوبش جعفر از شهر می گریزد. پس از مدتی جعفر با نشان دادن شناسنامه اش به او ادعا می کند که طلاقش را گرفته و حالا آنها می توانند با یکدیگر ازدواج کنند، محضر می روند، ورقه ای را انگشت می زنند و خانه ای می سازند و بچه دار می شوند و پس از مدتی به شهر خود باز می گردند اما در آنجا بر اساس شکایت شوهر سابق مکرمه به عنوان رابطه نامشروع بازداشت می شوند. در طول چند سال بازداشت آنها، پسرشان افشین توسط خانواده جعفر و همسر اولش! نگه داری می شود. پس از گذشت چند سال بازداشت موقت تا زمان رسیدگی به پرونده در دادگاه، آزادشان می کنند، این بار صاحب علی کوچولو می شوند. وقتی که قاضی آنها را احضار می کند بچه نوزادی در دست مکرمه می بیند، نوزادی که از نظر او محصول رابطه نا مشروع است و دلیلی بر پافشاری بر گناه، حکم سنگسار را صادر می کند و مادر و پدر به همراه نوزاد به زندان فرستاده می شوند... چهار سال طول می کشد، خاتمی می رود و احمدی نژاد می آید و قاضی های متعصب پیرو مکتب مصباح یزدی در قوه قضائیه جان می گیرند. قاضی باقری یکی از آنهاست که می خواهد بی رحمانه حکم سنگسار جعفر و مکرمه را در قبرستان عمومی شهر قزوین اجرا کند، او به وکیلی که از او می خواهد اجرای حکم را متوقف کند می گوید که از طرف خداوند ماموریت دارد گناه این دو تن را با سنگسار پاک کند. مردم می فهمند و به روزنامه نگاران و فعالان زنان و حقوق بشری خبر می دهند، واکنش جهانی مسئولان را وا می دارد همان روز صبح با فرمانی از تهران اجرای حکم را متوقف کنند. قاضی باقری دست بر نمی دارد و هفته بعد، زمانی که هیچکس باور نمی کرد این حکم بعد از آن همه هیاهو اجرا شود، جعفر را به دور از چشم رئیس زندان و با حکمی مستقیم از رئیس قوه وقت به مسلخ می برد....
قاضی باقری را از یاد نبریم، او قاتل جعفر کیانی است، مردی که بعد از سنگسار جعفر مدتی از محل کار خود غایب شد و مجددا با همان اختیارات سابق به محل کار خود بازگشت. قاضی متحجری که گمان می کرد حدود الهی را اجرا می کند و بعدها رسما در مصاحبه مطبوعاتی توسط معاون وقت قوه قضائیه، مقصر سنگسار جعفرخوانده شد. اما هنوز هم قاضی باقری مثل قاضی مرتضوی و مثل ده ها قاضی قاتل دیگر در شهر آزادانه می چرخد و و هنوز هم هیچکس او را بابت سنگ های خونین بیابان آقچه کند و چاهی که جعفر در آن زنده بگور شد، مجازات نکرده است.
دست کش نایلونی خونی، سنگ های درشت خون آلود و چاهی که جعفر در آن تا سینه دفن شده بود را در این فیلم مستند ببینیم. برای اولین بار چهره مکرمه و علی و اشک های آنان را که پس از آزادی بر نشانه های به جا مانده از جعفر می گریند را نگاه کنیم و از خاطر نبریم  که نظام قضایی نخواهد توانست داغ ننگ سنگسار را تا زمان محاکمه آمران و عاملان سنگسار ده ها زن و مردی که در این سی سال، قربانی قوانین ایدئولوژی بنیادگرایی اسلامی شده اند را از دامن جمهوری اسلامی پاک کند.

 وقتی 25 بهمن 88  اظهارات صادق لاریجانی درجلسه بررسی حقوق بشر ایران در اجلاس ژنو در میان حیرت همگان تضاد بین واقعیت و مصلحت را به نمایش گذاشت، جای خالی قربانیان بازمانده از جنایات حقوق بشری، به عنوان گواهان و سندهای زنده بیش از پیش خالی به نظر می رسید. حداقل در مورد مسئله سنگسار هیچکس به اندازه افرادی مثل مکرمه و علی کوچولو توان شهادت دادن و دادخواهی از سیستم قضایی ایران را ندارند و مطمئنا روزی آنها هم مثل زنان ژاپنی قربانی تجاوزات جنسی حین جنگ که بالخره توانستند با حضور خودشان ولو پس از سال ها جنایتکاران و متجاوزان جنگی را افشا کنند، در برابر لاریجانی ها ایستاده و از آنان دادخواهی خواهند.
مکرمه را از خاطر نبریم و بگذاریم که زندگی اش شاهدی باشد بر سنگسار ده ها تنی که مرگ وحشیانه نشانه ای از آنان باقی نگذاشته است و ده ها تن دیگری که هنوز در زندان های بی نام و نشان منتظران سنگسارند.

 

 

 

 

 

 

نظر
افزودن جدید
سرور 2010-02-18 07:01:10

اصلن نمی فهمم این قضیه رو. مثل داستان های
عشقی قدیمی می مونه که مرده حاضر شد بخاطر عشق
زنه از جونش بگذره
فرانک 2010-02-18 09:00:39

بی تردید روزی فرا خواهد رسید که جنایتکاران
جمهوری اسلامی در دادگاه جهانی به محاکمه
کشیده خواهند شد و نه تنها مکرمه ها و علی
کوچولوها، که مادران داغدار جانباختگان سی
سال اخیر داد خود را خواهند ستاند. آن وقت است
که این دروغ ها جز آنکه جنایتکاران را به جهنم
واصل کند فایده دیگری نخواهد داشت!!!!
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
UBBCode:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]