Adobe Flash Player not installed or older than 9.0.115!
شيوا نظر آهاري را در اين روزهاي سبز بيشتر كشفش كرده ايم. دختري كه از هيجده سالگي وارد مبارزه سياسي و مدني و حقوق بشري شد و از همان زمان یک "فمنيست مدافع حقوق بشر" بي ادعاي راديكال بود و هنوزهم فريادي بي ادعاست. آنقدر بي ادعا كه اتهام عضويت در گروهك ها را در همان صد روز و اندي زندان از سر گذارند و بيرون كه آمد نيرو و انرژي اش براي اعتراض به رفتارهاي غيرقانوني و ضد حقوق بشري صد چندان شد. این مستند در پاییز هشتاد و هشت تهیه شده است. شیوا مجددا در زمستان هشتاد و هشت بازداشت شد و هنوز آزاد نشده است.
با شيوا كه مي گردي حس سركوب ، كنترل، نا امني و شنود و غيره يادت مي رود. تكليفش، هم با خودش روشن است و هم با بقيه، هماني را مي نويسد و در بازجويي ها مي گويد كه با محرمترين دوستانش در ميان مي گذارد. زندگي اش به روش عياران قديم بي دلبستگي به يار و مال است و آرمان ورزي و عشق جمعي اش به ياران دربند به شيوه جوان هاي انقلابي قبل از انقلاب. شيوا دختر جوان سرشاري است كه زيبايي را دوست دارد اما عشق ورزي اش را ريخته است به پاي قربانيان حقوق بشر: تيپ نوظهوري از فعالان اجتماعي جوان كه در بستر جنبش سبز ظهور كرده و تركيبي از آرمانخواهي و فردگرايي است.
هم حسي غريب او با عاطفه، دختري كه چهار سال حبس تعزيري را فقط به خاطر حضورش در تظاهرات 25 خرداد گرفته است، به خاطر مواجهه دردناكي است كه شيوا و او در زندان داشته اند. شيوا كه ديده باني حقوق بشر در زندان هم رهايش نكرده است و.... اين قصه را شيوا در اين فيلم ها روايت كرده است.
درگير شدن در جريان عاطفه هنوز هم شيوا را رها نكرده است. مي گويد تا آزادي عاطفه از پا نخواهد نشست. كمپين "من عاطفه ام، مرا در بند كنيد" حاصل همين رنج است. اين كمپين صداي معترضين به حكم ناعادلانه عاطفه است. كمپيني هاي عاطفه مي گويند: همه ما در بيست و پنج خرداد خيابان بوده ايم و همه ما به صحت نتايج انتخابات ترديد داريم و اگر اين جرمش چهار سال زندان است پس بايد همه ما سه ميليون و اندي نفر را جبس كنيد!!!!!
قسمت اول ويديو "شيوا از سركوب بر مي خيزد"، درباره بازداشت خود شيوا و حس آزادي نا تمام اوست که در بالای صفحه می بینید.
قسمت دوم ويديو "شيوا از سركوب بر مي خيزد"، در دفتر كار او و نگاه او به مهاجرت و فعاليت حقوق بشري در وطن است
Adobe Flash Player not installed or older than 9.0.115!
قسمت سوم ويديو "شيوا : من عاطفه ام مرا در بند كنيد"، درباره مواجهه شيوا با عاطفه در زندان است
Adobe Flash Player not installed or older than 9.0.115!
قسمت چهارم ويديو "شيوا : من عاطفه ام مرا در بند كنيد"، درباره دوستي شيوا وعاطفه در زندان است
Adobe Flash Player not installed or older than 9.0.115!
لينك قسمت پنجم در يوتيوب:
Adobe Flash Player not installed or older than 9.0.115!
ba sepase faravan az mahbobeh va shivaye azizam.besiyar alli bood.man ham omidvaram ke harche zodtar shahede azadiye atefe va digar azizane dar bandeman bashim
be omide rooz haye behtar ,doste nadideye shoma ,fereshteh
غمانگیز ولی مقاوم و پا بر جا، این چنین است جنبش نوین زنان ایران، ....ما انسانیم این کلیپها را ببینیم انتشار دهیم تا دنیا بداند که چه بهایی میپردزیم برای گناهی که ۳۰ سال پیش مرتکب شدیم. عاطفه باشیم و به شیوا درود بفرستیم و قول بدیم با او خواهیم بود، چون ما انسانیم.
غمانگیز ولی مقاوم و پا بر جا، این چنین است جنبش نوین زنان ایران، ....ما انسانیم این کلیپها را ببینیم انتشار دهیم تا دنیا بداند که چه بهایی میپردزیم برای گناهی که ۳۰ سال پیش مرتکب شدیم. عاطفه باشیم و به شیوا درود بفرستیم و قول بدیم با او خواهیم بود، چون ما انسانیم.
In khanoome Shiva be nazare man ziad jeddi nemiad too harfash! be onvane kesi ke zendani boodeh va sharayete sakhti ro gozaroondeh ziadi cool barkhord mikoneh va harekatesh tasanoieh! kheili doost daram ke faaliatasho bedoonam va makhsoosan ideologish ro...
< چیا نکا ی چک > شروع کرده بودند ، ودریکی ازاستراحتگاههای ما بین راه ، یکی از همراها ن به مائو گفته بود : مااگردراین حرکت شکست بخوریم باید کشوریرا درنظرداشته باشیم تابتوانیم ازآنجا به مبارزه خودما ن ادامه دهیم ! مائودرجواب گفته بود : زندگی ومبارزه ما دراینجا مثل زندگی وحرکت ماهیها ئ میما ند دراقیا نوس ، ولی بیرون ازاینجا مانند حرکت ماهیها درحوض میباشد ! حال شمابگوئید درکدامیک ازاینها میدان بزرگتر وبهتری برای حرکت ومبارزه وجوددارد ؟ پس اگر شکست هم بخوردیم باید بتوانیم درهمینجا خودما ن را حفظ کنیم ، وبرای حرکت بعدی آماده شویم . نمونه ای هم ما درمملکت خودمان قبل ازانقلاب داشتیم ، وآن حزب توده بود که بعداز مدتهائ زیادی که در خارج ازکشورمانده بودند ، فسیل شدند ووقتی هم که به ایران باز گشتند ، دست بوس امام شدند ! وبعدازسی سال واینهمه فجایع هم که درایران اتفاق افتاده است هنوز ازخواب خرگوشی بیدار نشده اند ! .
ازفعالییتهای خودتان دررابطه با آزادی خانم عاطفه واینکه کارها خیلی کند پیش میرود ، وبرسرراه شما سنگ اندازی میشود نگران نباشید ، درشرائط خفقا ن ، حرکت شما بمنزله چراغ کوچکیست درتاریکی وبنا به گفته یکی از آزادیخواهان مبارز ، دوران قبل ازانقلاب : < نورهرچقدر هم که ناچیزباشد باز میتواند اطراف خودش راروشن کن >
موفق باشید .
بهزاد . 17.12.2009 حضورمحترم سرکارخانم شیوا نظرآهاری درود برشما .
ازاینکه آزاد شده اید خیلی خوشحا ل شدیم ، واینکه کارت راازدست نداده ای خیلی جا لب است ، معلوم میشود همکاران شما انسا نهای شریفی هستند .
شمادررابطه با عدم خروج ازکشور برای فعا لییتها ی سیا سی نظر جالبی دارید ، واین نظرشما قابل ستایش است .
مدتها قبل کتابی خوانده بودم اززندگی : مائوتسه تنگ ودرروزگاریکه او وهمراها نش راهپیمائ بزرگ خودشانا نرا برعلیه نظام حاکم برچین >
با درود، و سلام
خانم نظر اهاری، خانم عباس قلی زاده،
متاسفانه در ایران زندگی نمیکنم و مجبور به ترک ایران شدم، مدتهاست فعالین جنبش زنان ایران در محافل و سمینار های بین المللی و جنبش های ازادی خواه، جا و مکان خاصی پیدا کرده و دست اندر کاران و فعالان سیاسی و حقوق بشری با احترام، افتخار، وغرور همه جا از شما و یارانتان یاد میکنند.
تمرکز اکثریت زسانه های بین المللی بر روی حکم اعدامهاست و به درستی همانطور که اشاره کردید به احکام دیگر توجهی نمیشود.
کارتان بسیار ارزشمند است و باید کوشید که این پیام به گوش همگان برسد.
به امید روزی که در هیچ ناکجا ابادی زندانی سیاسی نداشته باشیم،
دستتان درد نکند، پیروز و پایدار باشید
خانم نظرآهاری
خیلی خوشحالم که شما آزاد(!) شده یا بهتر بگویم به زندان بزرگتر بازگشته اید. من احساس و رابطه عاطفی شما با "عاطفه" را با آن جزئیاتی که شرحش را دادید درک میکنم. این احساس "عذاب وجدان" که شما به آن اشاره کردید، دقیقا آنچیزی است که رژیم می خواهد که شما به آن گرفتار شوید. خود شما گفتید در راهی که وارد شده اید میدایند که باید "هزینه" بپردازید. این هم یکی از همان هزینه پرداخت کردن هاست. رژیم و وزارت اطلاعات در ستتگیری، بازداشت، آزاد کردن و اعدام با نقشه و حساب و کتاب کار میکنند. به قول شما عاطفه فعالیت های "پررنگی" نداشته و یک چهره شناخته شده بین المللی هم نیست. اما رژیم عاطفه را گروگان گرفته، تا با آن شما را با چالش وجدانی روبرو کند و همانطور که در این فیلم می گوئید شما ، و دیگر فعالین حقوق بشری را ، به انجا برساند که بگوئید "حالا که اومدم بیرون ، میبینم اونجا برام راحت تر بود... من که اینجا کاری از دستم بر نمی آید." شما وضعیت را کاملا متفاوت از آن کرد ه اید که وزارت اطلاعات میخواست. آنها میخواستند شما را در لاک وجدانی تان فرو ببرند، اما شما آکسیون عاطفه را راه اندازی کردید!
< تیر >
ازقلب خا کها ی فراموش سر کشید
تا از قنا ت حنجره ها
فوج خشم وخون
روی غروب سوختهُ مرگ پرکند .
این نعرهُ من است
این نعرهُ من است که روی فلا ت می پیچد !
وخا کها ی سکو ت < شا نزده سا له > را میآ شوبد !
وبا هزار مشت گران
آوازها ی بند
برآ بها ی عما ن میکوبد .
این نعرهُ من است که میرید
خا کستر زما ن را
ازخشم روزگار .
شهید : سعید سلطا نپور .
بهزاد .آوازها ی بند .....
* * *
با کشورم چه رفته است ؟
با کشورم چه رفته است
که در زندانها
ازشبنم وشقا یق سرشارند !
وبازما ندگا ن شهیدا ن
انبوه ابرهای پریشا ن سوگوار
درسوک لاله ها ی سوخته
میبا رند .
با کشورم چه رفته است ؟
باکشو رم چه رفته است که گلها هنوز سوگوارند ؟
با شور گرد باد !
آ نک :
منم که تفته تراز گرد بادها
درخارزار با د یه میچرم !
با آتش نهفته به خا کستر
آشفته تر زنعرهُ خورشید ها ی >
bayad be in shir zane irani dorood ferestad ke in chenin shojaane dar barabar rejimi chenin safak istade va bayad be pedar va madare shiva dorood ferestad ke chenin farzandi tarbeyat kardand